تبار انحراف - جلد سوم

پژوهشی در جریان شناسی انحرافات تاریخی است که توسط استاد مهدی طائب نگاشته شده است

تبار انحراف - جلد سوم

پژوهشی در جریان شناسی انحرافات تاریخی است که توسط استاد مهدی طائب نگاشته شده است

۱ مطلب با موضوع «نغمه های انتقام» ثبت شده است

  • ۰
  • ۰


« حسین بن علی (ع) کاری کرد که در همه‌ی دورانهای حکومت طواغیت، کسانی پیدا شدند و با این که از دوران صدر اسلام دورتر بودند، اراده شان از دوران امام حسن مجتبی(ع) برای مبارزه‌ی با دستگاه ظلم و فساد بیشتر بود . همه هم سرکوب شدند . از قضیه‌ی قیام مردم مدینه که به (حره) معروف است، شروع کنید تا قضایای بعدی و قضایای توابین و مختار، تا دوران بنی امیه و بنی عباس مرتب در داخل ملتها قیام به وجود آمد. این قیامها را چه کسی بوجود آورد ؟ حسین بن علی (ع) ، اگر امام حسین (ع) قیام نمی کرد ، آیا روحیه‌ی تنبلی و گریز از مسئولیت تبدیل به روحیه‌ی ظلم ستیزی و مسئولیت پذیری می شد ؟» (بیانات مقام معظم رهبری در دیدار سپاه پاسداران و نیروی انتظامی به مناسبت سوم شعبان، 71/11/1)

در باره‌ی مختار

جریانات زیادی از نام عاشورا برای مقاصد خود استفاده و یا به تعبیر بهتر سوءاستفاده کردند . عبدالله بن زبیر با نام خون خواهی سیدالشهدا(ع) تا ده سال حکومت کرد . شخص دیگری که با شعار یا لثارات الحسین قیام کرد، مختار بود .

در ادامه‌ی تحولات پس از عاشورا، اکنون نوبت به بررسی حرکت مختار می رسد . برای تحلیل دقیق حرکت مختار ، ابتدا باید شخصیت او را بررسی کرد . مجموعه روایت هایی که در باره‌ی شخصیت مختار وجود دارد، از نظر سندی دارای اشکال است . در این میان روایتی از حضرت باقر (ع) نقل شده است و در آن به عنوان صحیحه یاد کرده است .  این روایت از حضرت باقر (ع) نقل شده است و در آن شیعیان از لعن و دشنام به مختار نهی شده اند . برخی با استفاده از این روایت ، شخصیت مختار را مثبت تلقی کرده اند ؛ در حالی که به تعلیلی(علت آوردن) که در روایت ذکر شده است ، توجهی نداشته اند . حضرت در این روایت می فرماید: مختار را لعن نکنید چرا که او قاتل قاتلان ما و طالب خون ماست . ( اختیار معرفه الرجال/ج1/ص 340 بحارالانوار/ج45/ص343)

حضرت در این روایت، شیعیان آن زمان را از لعن و سب مختار نهی فرموده اند، نه این که به آنها امر بفرمایند که ایشان را دعا یا برای او طلب مغفرت کنید . اولاً، باید دید چرا شیعه، مختار را سب می کرده است؟ این که شیعیان مختار را لعن می کرده و دشنام می داده اند ، باید دلیلی داشته باشد، زیرا سابقه نداشته است که شیعیان شیعه‌ی دیگری را سب کنند و کار به جایی برسد که ائمه از این کار نهی کنند . ثانیاً، آیا می توان این نهی از لعن را بر صالح بودن مختار دانست ؟ به نظر می رسد جواب منفی است ، زیرا در خود روایت دلیل این نهی آمده است و حضرت می فرماید : او را لعن نکنید ، زیرا او قاتل قاتلان ماست .

نهی از لعن و سب مختار برای این است که او قاتل دژخیمان صحنه‌ی کربلا بوده است و اگر شیعیان او را لعن کنند، این طور به نظر می رسد که این اقدام او نادرست بوده است و به نحوی قاتلان سیدالشهدا(ع) مورد تأیید قرار می گیرند . بنابراین، روایت به دنبال مدحِ مختار نیست، بلکه صرفاً ذم کردن او را نهی کرده است ، زیرا منتهی به ذم شهیدان کربلا خواهد شد .

مشروعیتِ قیام مختار

مطلب دیگری که باید در باره‌ی مختار بررسی شود، این است که آیا شکل حرکت او مورد تایید ائمه (ع) است یا خیر ؟ اصولاً مدل کار مختار می توانست مورد تأیید ائمه (ع) باشد ؟ این تأیید به معنای تأیید دین اسلام است، زیرا اسلام بدون پیامبر و امام ، اسلام نیست و خارج از روش و الگوی معصومین، دین به حساب نمی آید، بلکه کفر است .

حال باید دید رفتار مختار، مورد تأیید اسلام و اهل بیت (ع) بوده یا خیر ؟ آیا ائمه (ع) رضایت داشتند که قاتلان سیدالشهدا(ع) در دیگ آب جوش انداخته شوند ؟ آیا ایشان راضی بودند که دشمنانشان پس از قتل مثله شوند؟ آیا این از نظر شرعی جایز است ؟

وقتی به اسلام رجوع می کنیم ، می بینیم که از این کارها نهی شده است .

حضرت امیر(ع) در جریان جنگ خندق، پس از این که عمروبن عبدود به حضرت جسارت کرد، از روی سینه‌ی او برخاست ، کمی قدم زد و بعد بازگشت و کار را تمام کرد . (مناقب آل ابی طالب/ج1/ص 381 الفخری/ص49 بحارالانوار/ج41/ص 50 و 51)

محال است کسی که در هر چه می نگرد، قبل و حین و بعد از آن خدا را می بیند، از رفتار سبک سرانه‌ی عمرو برای غیر خدا عصبانی شود . او می خواهد به ما بفهماند که در این مکتب انتقام شخصی وجود ندارد و هر چه هست، برای خداست. در جریان وصیت به امام مجتبی (ع) در باره‌ی ابن ملجم نیز حضرت به دنبال القای این نکته است . حضرت مجتبی (ع) امام است و می داند که حد ابن ملجم چه مقدار است، اما باز حضرت برای توجه ما ، امام حسن (ع) را مورد خطاب قرار می دهد که در مقابل یک ضربه، باید ابن ملجم را یک ضربه حد بزند .

اکنون باید دید رفتار مختار چه میزان با این موازین و ملاک ها تطابق دارد ؟

یا باید آنچه در باره‌ی قتل عام مختار نقل شده و مورد مدح قرار گرفته است، رد کنیم که در این صورت مثل گذشته، شخصیت مختار برای ما مجهول باقی خواهد ماند و یا این که عملکرد مختار را رد کنیم و این رفتار او را غیر مطابق با ملاکات و مبانی شرع بدانیم .

نقص های مختار

به نظر می رسد گزینه‌ی دوم درست است، زیرا وقتی شرع، میزان رفتار و عملکرد مختار قرار داده شود، انحراف قیام او به روشنی قابل مشاهده است . قرائنی وجود دارد که این انحراف را تأیید می کند .

1-   مختار متشرع نبود

پیش از این بیان شد که اگر اقدامات مختار و شکل قتل عام او را با ملاکات و مناطات شرعی بسنجیم، معلوم می شود که او پای بند به شریعت نبوده است . در شرع ، مثله و ترور کردن و هر نوع قتلی که به دلخواه شخص باشد، ممنوع است .

2-   مختار فقیه نبود

رهبر یک قیام شیعی در جایگاه بسیار حساسی قرار دارد، جایگاهی که قرار گرفتن در آن نیازمند اطلاع کافی و دقیق از دستورات و قوانین اسلام در باره‌ی مسائل مختلف است . با بررسی مجموعه اقدامات مختار، معلوم می شود که او از احکام و قوانین اسلام به طور دقیق مطلع نبوده است .

3-   مختار از امام معصوم زمان خود تبعیت نمی کرد

محال است علی بن الحسین (ع) به این نحو از انتقام گیری دستور داده یا آن را تأیید کرده باشد . رفتار حضرت زین العابدین (ع) با مروان، گویای این مطلب است . حضرت در جریان حره‌ی مشرقیه، خانواده‌ی مروان را پناه داد؛ خانواده‌ی کسی که پیشنهاد قتل امام حسین (ع) را به فرماندار مدینه داده بود . بنابراین، مسلم است که مختار از امام سجاد(ع) دستور نمی گرفته است ، چون اگر دستور می گرفت، این اقدامات خلاف شرع را مرتکب نمی شد. اما باید دید پشتوانه‌ی معنوی او برای این اقدامات، چه کسی بوده است؟ در اینجا نام کسی هست که در تاریخ ، تحلیل های بسیاری در باره‌ی او وجود دارد .

ادعای امامت محمد بن حنیفه بعد از شهادت سیدالشهدا(ع) تقریباً غیر قابل انکار است، اما این که او تا پایان عمر بر این ادعا باقی ماند یا خیر، مورد اختلاف است . کسانی معتقدند که او تا پایان عمر بر ادعای امامت باقی ماند و ادعای او برحق بود . اما بر اساس روایات ما که دارای سند قابل قبولی نیز هست، او امامت حضرت زین العابدین (ع) را پذیرفت . جریانی نقل شده است مربوط به زمانی که حضرت زین العابدین (ع) در مکه با محمد حنفیه روبرو می شود و او را از پافشاری بر این ادعا نهی می نماید. محمد قدری تردید می کند . حضرت برای رفع این تردید و اثبات صدق و مدعای خود، راهی را پیشنهاد می دهد، این که حجرالاسود به امامت هر کس شهادت داد، دیگری بپذیرد. محمد پیشنهاد را قبول می کند .

هر دو در مقابل حجرالاسود قرار می گیرند، حضرت رو به سنگ می کند و می فرماید :

« اگر محمد امام است، به او سلام کن ! صدایی شنیده نمی شود. سپس حضرت می فرماید : ای سنگ ! اگر من امام هستم ، به من سلام کن . »

سنگ سیاه، با عنوان امام حضرت را خطاب قرار داده، سلام می کند . نقل شده است که محمد در این لحظه عرض کرد : به امامت تو یقین پیدا کردم و از این ادعا دست بر می دارم. (روضه الواعظین/ص 197 و 198 بحارالانوار/ج46/ص 29 و 30)

به نظر می رسد که این جریان مربوط به زمانی باشد که عبدالله بن زبیر حاکمیت مکه را به دست گرفته است. در این زمان محمد حنفیه پشتیبان مختار است و مختار به نیابت از او در کوفه قیام کرده است . بنابراین، ظاهراً پشتیبان مختار در این قتل ها شخص محمد حنفیه است . اما این که چرا محمد حنفیه به انجام این قتل ها رضایت دارد ، سؤالی است که برای پاسخ به آن ، نیازمند مقدمه ای هستیم .

آیا مختار، منتقم خون سیدالشهدا(ع) است ؟

قبلاً بیان شد که عاشورا نقطه‌ی اوجی در تاریخ به حساب می آید؛ نقطه ای تاریخی که پس از آن، خطوط حق و باطل بسیاری از آن بهره برده و می برند. عاشورا، اصلی ترین و مشخص ترین نماد حق طلبی و حق خواهی بود . حق طلبی، آرمانی فطری است که مردم آن را می پذیرند و برای آن هزینه می دهند؛ حتی حکومت های باطل نیز برای استفاده از قدرت جمعی از این میل طبیعی سوءاستفاده می کنند . عبدالله بن زبیر با شعار یا لثارات الحسین، مردم را برای تصرف مدینه تحریک کرد . بنی عباس با همین شعار به حکومت رسید. به نظر می رسد محمد حنفیه هم به دنبال سوءاستفاده از این شعار است. او می خواهد با ثبت عنوان خون خواهی سیدالشهدا(ع) برای خودش، زمینه های موقعیت اجتماعی را فراهم کند .

گذشته از مطالبی که بیان شد، باید به این اعتقاد نیز توجه داشت که شیعه منتقم خون سیدالشهدا(ع) را حضرت مهدی (عج) می داند ، نه مختار .

بنابراین، مختار نه منتقم خون اهل بیت (ع) بوده و نه مورد حمایت ایشان و نسبت دادن این قتل ها به حضرت سجاد (ع) به واسطه‌ی برخی از روایت های ضعیف، نادرست است . همانطور که در جریان قتل خلیفه‌ی دوم نیز نارضایتی حضرت امیر (ع) از این کار مسلم است . حضرت علی (ع) طوری فضا را پیش برده بود که دشمن درجه‌ی یک او اعتراف کرد که : «لولا علی لهلک عمر» (الکافی/ج7/ص 423 و 424 الاستیعاب/ج3/ص 1102 و 1103 بحارالانوار/ج10/ص 231) . اما ترور خلیفه‌ی دوم همه‌ی کارها را خراب کرد. علاوه بر این، در اسلام از ترور نهی شده است، زیرا در این موارد ، ترور به معنای از بین بردن آبرومندانه‌ی یک بی آبرو است.

حامیان مختار

اکنون باید دید وقتی نام اهل بیت (ع) از فهرست حامیان این ترورها و قتل ها حذف شود، چه کسانی به عنوان پشتوانه و پشتیبان، از این اقدامات حمایت کرده اند ؟ برای رسیدن به پاسخ این سؤال، باید دید سود چه کسانی در این نوع فعالیت ها بوده است ؟

باز در اینجا می توان دست یهود را دید، حرکت مختار باعث سرد شدن التهابات ناشی از حادثه‌ی عاشورا شد. احساسات مردمی که با شنیدن نحوه‌ی قتل طفل شیرخوار سیدالشهدا(ع) آزرده شده بود ، با خبر نحوه‌ی کشته شدن حرمله تسکین پیدا کرد؛ در حالی که حادثه‌ی عاشورا برای از بین بردن مبنا و اساس کفر و انحراف بوجود آمده بود و این تقابل با از بین رفتن چند شخص فاسق، به نتیجه‌ی خود نمی رسید. علاوه بر این که این ترورها موجب خطر بزرگتری را برای جامعه اسلامی شد و آن هرج و مرج در ارکان حکومت و حاکمیت بود .

از زمان رحلت پیامبر(ص) تا زمان مورد بحث ما، همواره سیره‌ی ائمه (ع) این بوده است که خان سالاری به وجود نیاید. حضرت امیر (ع) در جریان جنگ های رده، هیچ دخالتی نکرد؛ جنگ هایی که به دلیل امتناع برخی از شهرها از دادن زکات به غاصبان خلافت به وجود آمده بود . در جریان جنگ با ایران نیز حضرت امیر (ع) در مقام مشورت، خلیفه‌ی دوم را از خارج شدن از شهر نهی کرد، زیرا باعث تضعیف حکومت مرکزی می شد . (الأخبار الطوال/ص 134 و 135)

در زمان امام مجتبی (ع) نیز حضرت اگر چه با معاویه در جنگ بود، اما هرگز خوارج مخالف با معاویه را تأیید و تقویت نکرد . در جریان حرکت ها و قیام های پس از کربلا نیز حضرت سجاد (ع) همین موضع گیری را داشت.

ایده‌ی حضرات معصومین (ع) در این درگیری ها، دفع افسد به فاسد بود .

آنها با حفظ اتحاد، دو مقصود را پیگیری می کردند :

1-    صیانت از اصل حکومت اسلامی و جلوگیری از تقویت دشمنان اسلام .

2-    ثانیاً، هنگامی که فرصت حکومت برای اهل بیت (ع) پیش بیاید، ایشان با در دست گرفتن زمام حکومت مرکزی، برای ادامه‌ی کار مشکلی نخواهند داشت . اما در صورتی که هرج و مرج در جامعه بوجود بیاید، کار بسیار دشوار خواهد بود .

  • علیرضا مترصد