تبار انحراف - جلد سوم

پژوهشی در جریان شناسی انحرافات تاریخی است که توسط استاد مهدی طائب نگاشته شده است

تبار انحراف - جلد سوم

پژوهشی در جریان شناسی انحرافات تاریخی است که توسط استاد مهدی طائب نگاشته شده است

۱ مطلب با موضوع «قبیله نیرنگ» ثبت شده است

  • ۰
  • ۰


«من یک وقت در دوران زندگی تقریباً پنج ساله‌ی حکومت امیرالمؤمنین(ع) و آنچه که پیش آمد، مطالعات وسیعی داشتم. آنچه من توانستم به عنوان جمع بندی به دست بیاورم، این است که (تحلیل سیاسی) ضعیف بود . البته در درجه بعد، عوامل دیگری هم بود، اما مهم ترین مسأله این بود ... » (بیانات مقام معظم رهبری در پایان چهارمین مجمع بزرگ فرماندهان و مسئولان دفاتر نمایندگی ولی فقیه در سپاه پاسداران ، 70/6/26 )

« چیزی که فتنه‌‌ی خوارج را به وجود آورد و امیرالمؤمنین(ع) را آن طور زیر فشار قرار داد و قدرتمندترین آدم تاریخ را آن گونه مظلوم کرد، نبودن تحلیل سیاسی در مردم بود، و اِلا همه‌ی مردم که بی دین نبودند» (بیانات مقام معظم رهبری در دیدار دانش آموزان و دانشجویان به مناسبت روز ملی مبارزه با استکبار، 72/9/12)

 

حملات معاویه

هر روز خبر حملات بنی امیه به حضرت علی (ع) می رسید. یمن، انباره، مکه، مدینه و شهرهای دیگر، یکی پس از دیگری مورد هجوم عمال معاویه قرار می گرفت. آرام آرام پهنه‌ی حکومت حضرت رو به ناامنی می رفت.

پس از حمله به انبار و در پی اعلان عمومی حضرت، عده ای با اکراه، داوطلب مقابله با مهاجمان شدند، اما وقتی به انبار رسیدند که افراد معاویه خود را به شام رسانده بودند . (الغارات/ج2/ص 464 تا 472 یعقوبی/ج2/ص 195) پس از غارت مکه و مدینه ، حضرت دوباره مردم را جمع کرد، ولی نتیجه ای نداشت. حضرت فرمود: دیگر نمی توان بر شما مردم حکومت کرد، چرا که حکومت بر شما مثل لباس کهنه ای است که با دوختن هر سوی آن ، سمت دیگرش دچار آسیب می شود .

حملات ادامه داشت و حضرت هر جمعه فرمایش های خود را تکرار می کرد و آنها نیز پاسخ هایشان را. یک بار می گفتند: خسته شده ایم و توان جنگ کردن نداریم ، بار دیگر می گفتند: الان وقتش نیست .

حضرت در جواب فرمود: اگر خستگی وجود داشته باشد، برای دشمن شما نیز هست. ما در موضع تدافعی قرار گرفته ایم و این باعث می شود که تمام گزینه ها علیه ما باشد . دفاع، راه حل نیست و تا زمانی که مرکز فتنه و مغز آشوب ها فعال است ، نباید انتظار بهبود اوضاع را داشت . ما باید اصل را بزنیم تا فروع از کار بیفتد .

پاسخ آنان سکوت بود . مردم نباید جواب می دادند، چون آنان تابع بزرگانشان بودند و بزرگانِ قوم و خواص هم جواب حضرت را با سکوت می دادند، سکوت تلخی که نشان از تنهایی حضرت داشت . نقل شده است که حضرت در حالی که می گریست ، شروع کرد به صدا کردن شهدا، عمار کجاست؟ مالک کجاست؟ ابوالهیثم کجاست؟ چه شدند مردانی که هرگاه آنها را صدا می کردم ، شمشیر به دوش آماده بودند. (نهج البلاغه/خطبه‌ی 182 شرح نهج البلاغه/ج10/ص 99 و 100 بحارالانوار/ج34/ص 124 تا 127)

در سخنرانی دیگری نیز فرمود: خدایا ! این مردم از من خسته شده اند ، من هم از اینها خسته شده ام ، علی را از اینها بگیر . (نهج البلاغه/خطبه‌ی 25 کنزالعمال/ج13/ص 194 بحارالانوار/ج34/ص 159 و 160)

تشکیل سپاه

وقتی سخن حضرت رنگ عاطفی گرفت، عده ای از میان جمعیت بلند شدند و اعلام آمادگی کردند. آرام آرام اردوگاه کوچکی در نخیله تشکیل شد . (نهج البلاغه/خطبه‌182)

در همین زمان که حضرت دارد نیروها را جمع می کند، معاویه به صورت پنهانی مشغول زمینه سازی برای ترور حضرت است و بقایای خوارج را برای این کار تجهیز و آماده می کند . سازمان او خوارج را تا صف اول نماز حضرت نفوذ می دهند و محال نیست که یک نفر بتواند به تنهایی رئیس یک مملکت را ترور کند .

مسائل حفاظتی تازه و بدیع نیست ، اما شرایط حاکم به شکلی است که بالطبع گروهی برای مراقبت و محافظت از او شکل می گیرند . این مسأله در مورد عُمَر، ابوبکر، عثمان، و حتی ولید بن عقبه که در کوفه حکومت می کند هم وجود داشت . امیرالمؤمنین(ع) محافظ نداشت، اما اطرافیان حضرت از خطرهایی که ایشان را تهدید می کرد، بی اطلاع نبودند. در اینجا نشانه هایی وجود دارد که حکایت از جریانی منسجم و منظم برای ترور دارد. وارد شدن کسی به مسجد که مسلح به شمشیر باشد، جز برای محافظان و مأموران، امری غیر عادی محسوب می شده است و شمشیر هم وسیله ای نیست که بتوان آن را زیر لباس پنهان کرد. بر فرض هم بتوان پنهان کرد، اما این مسأله برای اطرافیان و کسانی که نزدیک حضرت بودند، قابل تشخیص بود .

به هر حال این افراد اهل جنگ و نبرد بودند و تمام این مسائل را می دانستند. مسجد هم آن قدر تاریک نبود که افراد قادر نباشند این فرد را ببینند. بنابراین، کسانی بودند که از ترور اطلاع داشتند، اما چشمانشان را بستند. دلیل این مسأله هم کاملاً روشن است، کسانی که اطراف حضرت را گرفته اند، دشمنان حضرت هستند، زیرا دوستان حضرت در اردوگاه جمع شده اند . البته بسیاری از همان کسانی هم که در اردوگاه هستند، به کشته شدن حضرت رضایت دارند. نارضایتی حضرت از آنها مؤید این مطلب است .

شهادت حضرت علی (ع)

شب نوزدهم ماه مبارک رمضان از راه رسید . حضرت می دانست که همین روزها در کوفه به شهادت می رسد و امشب در این مسجد مورد سوء قصد واقع می شود . (روضه الواعظین/ص 135) اما اطلاع حضرت از این امور به علم غیب بود، در حالی که ایشان مأمور به عمل بر طبق ظاهر است و اگر ایشان به علم ظاهر از این خطر مطلع می شد، وظیفه داشت از خود دفاع کند . بنابراین، همان طور که حضرت وظیفه دارد به علم ظاهر عمل کند، وظیفه دارد به علم غیب عمل نکند ، زیرا علم غیب، نگاه به قضایا از پشت سرّ است که تمام آن مطابق حکمت است .

برخی نقل کرده اند که قرار بوده است در آن شب سه نفر را ترور کنند. (الامامه و سیاسه/ج1/ص 179 تا 182 الارشاد/ج1/ص 17 تا 23 بحارالانوار/ج42/ص 228 تا 232)

به این نقل باید با نگاه تردید نگریست، زیرا چطور ممکن است بخواهند سه نفر را ترور کنند، اما فقط در مورد حضرت علی (ع) که از همه هوشیارتر است ، به نتیجه برسند؟ این به نظر غیر عادی می رسد و باید نشانه های دست بردن در واقعیت را در آن مشاهده کرد .

به هر تقدیر، اوضاع در پایان حکومت علی (ع) کاملاً دگرگون شده بود. مردم از آن جهت که تحت تربیت حضرت نبودند، نمی توانستند کمکی برای حضرت باشند. آنهایی هم که می توانستند کمکی کنند، هزینه‌ی جنگ های متعددی شده بودند که معاویه ترتیب داده بود . عده‌ی کمی هم که مانده بودند، کاری از پیش نمی بردند. برخی از دوستان هم بودند که به واسطه‌ی حوادثی که پیش آمده بود، ماهیت خود را نشان دادند .

برای نمونه ، ابن عباس به بیت المال بصره دستبرد زد . (انساب الأشراف/ج2/ص 169 تا 176) البته شاید بتوان این عمل او را حمل بر صحت کرد و علت این کار را حفظ بیت المال مسلمین از تصرف افراد معاویه دانست، اما به هر حال امیرالمؤمنین (ع) در نامه ای ، او را توبیخ کرد که چون اوضاع را دگرگون و علیه من دیدی، ماهیت خودت را نشان دادی . (انساب الأشراف/ج2/ص 169 تا 176 اختیار معرفه الرجال/ج1/ص 279 و 280 بحارالانوار/ج33/ص 499 تا 503)

به هر ترتیب ، علی (ع) در کوفه که مظهر اقتدار اوست ، به این سادگی به شهادت می رسد. نیروهای ساکن در نخیله با شنیدن خبر شهادت حضرت، به شهر باز می گردد. اهل بیت حضرت، پیکر مبارک او را شبانه دفن می کنند. (الفتوح/ج4/ص281 الارشاد/ج1/ص 24) و هیچ کس اعتراض نمی کند که چرا مولا را شبانه دفن کردید ؟! و یا این که چرا ما را از وجود قبر او مطلع نمی کنید ؟!

این حوادث ناگوار ، علاوه بر پیام های فراوانی که دارد، فضای سیاسی، اجتماعی پایان حکومت حضرت علی (ع) و آغاز حکومت امام حسن (ع) را به خوبی برای ما روشن می کند. با تصور درست از کوفه باقیمانده برای امام مجتبی (ع) می توان تحلیل دقیقی از صلح حضرت داشت .


  • علیرضا مترصد